سهم من از کتابخوانی شده است خواندن عنوان کتابها. دوستی می گفت من همیشه تو را با کتاب دیده ام: از کتابداری انستیتو کاتولیک تا کتابفروشی. حکایت کارمندان بانک است که پول مردم را میشمرند و به تعبیری اگر در پول غلط نزنند، دستشان به اسکناس های ریز و درشت میرسد. حالا حکایت من است که وقت نمیکنم جز کتابهای درسیام را بخوانم و تازه همانها هم روی هم تلانبار شده اند. 
اما خوبی این حشر و نشر گاه ناخواسته با کتاب، دسترسی به کتابهای تازه و گاه کتاب هایی است که در سیر مطالعاتی معمولی به سراغ آنها نمی روم. گاهی هم بعضی کتابها، بدجور جلب توجه میکنند. عنوانهایی که با محتوا نمیخوانند، یا برای فروش بیشتر و واداشتن مشتریان به خرید، ذهن و ضمیر ناخودآگاه آنها را نشانه میگیرند. برای نمونه، کتابی که به زندگینامهی آقای احمدی نژاد اختصاص یافته، عنوان بمب و قرآن را بر تارک خود دارد. امیدوارم روزی این کتاب به دست آقای رئیس جمهور برسد، یا کسی از حواریون فرانسویدان و فرانسوی خوان ایشان که کم هم نیستند؛ دست کم بخش های تحلیل روان شناختی محتوای چند سخنرانی شان را به ایشان برسانند. گزارشی از این کتاب را نوشته ام که مترصد فرصتی برای انتشار ام.
بعضی وقت ها هم ناشیگری و به تعبیر خودمانی سوتیهای بدی در بعضی کتابها وجود دارد. نمونه اش را قبلاً در اشتباه روی جلد اثر مهمی مثل اسلام ایرانی هانری کربن از ناشری مثل گلیمار نوشته ام. 
چندی پیش کتابی دیدم که موضوع جالبی داشت و نام یکی از گردآورندگان آن هم آشنا بود. کتابی با عنوان: رمضان و سیاست. با فقر مطالعات اسلامشناختی در حوزهی فرانسوی زبان، کتابی دربارهی وجوه سیاسی عبادات (به ویژه در آئین اسلام) باید اثر قابل توجهی باشد. اما کتاب را که دست میگیرم، روی جلد برایام عجیب است. کمی که دقت میکنم می بینم ناشر محترم، تصویری از نماز های جماعت جشن تکلیف های دختران ایرانی را انتخاب کرده، اما چون امام جماعت، رهبر جمهوری اسلامی است (و لابد انتشار عکس ایشان منعی یا قبحی دارد یا از فروش کتاب میکاهد یا مصداق تبلیغات رایگان سیاسی است!)، بسیار ناشیانه سر پیرمردی عرب را جایگزین آن کرده است. هر چه فکر میکنم که چه ضرورتی به این کار ناشیانه وجود داشته، و چرا یکی از دو گردآورندهی کتاب که ایرانی و پژوهشگر مطالعات اجتماعی است، از چنین دقت نظری بیبهره بوده، به جایی نمیرسم. عکس اصلی نماز رهبر ایران با کودکان خردسال با حجاب اسلامی و در حال نماز، سرشار از نشانههای معنادار سیاسی و دینی است و پژوهشگر علوم اجتماعی (موافق یا مخالف نظام حکومتی ایران یا برداشتهای سیاسی مداخلهگرانه در حوزهی عبادات) بر اساس این نماد، می تواند نمودهایی از واقعیت را درک و بیان و تفسیر کند. عکس به درستی با عنوان کتاب همخوانی داشته است: یک رهبر سیاسی-دینی در هنگام انجام مراسمی عبادی، که به سبب جایگاه وی خودبه خود رنگ سیاسی گرفته است. اما درست برعکس، چهرهی شخصیت سیاسی،ناشیانه با چهرهی فردی ناشناخته جا به جا می شود. این جابهجایی چهره پیام تازهای القاء نمیکند و به پیام اصلی کتاب که در طرح جلد هم منعکس شده است، آسیب میرساند.
برای من، تصویر دستکاری شده و تضادی که میان حجاب و رسم نماز آن دختران خردسال و فضای ایرانی عکس با جایگزینی صورتکی از فرهنگی متفاوت وجود دارد نازیبا ست. کسی که لباس روحانیت شیعه و پوشش عربی را دیده باشد، به تفاوت این لباس رسمی و صنفی با معیارهای پوششی مرسوم اعراب حکم حواهد کرد. چنین مراسمی در فرهنگ و شعائر جهان اسلام،بیرون از حوزهی فرهنگ ایرانی و آئینهای خاص مسلمانی آن وجود ندارد. غیر حرفهای بودن چنین کار از ناشری رسمی مانند نشر مرکز ملی پژوهش های علمی و خانم عادلخواه قابل فهم و توجیه نیست.
گزارشی از کتاب
صفحه ی خرید کتاب بر روی آمازون
تصویر روی جلد کتاب




